برچسب:
نویسنده: پویا صالحی
برچسب:
نویسنده: پویا صالحی
برچسب:
نویسنده: پویا صالحی
راستش را بخواهید، پای کریستوفر نولان که به میان بیاید؛ دیگر هیچ متعجّب ساختنی نمیتواند متعجبم کند! برای همین اخبار، ستایشها و رکوردشکنیهای دانکرک پیش از این که آن را ببینم، برایم اصلاً عجیب نبود. تنها چیزی که پیش از مشاهدهی آن نظرم را جلب کرد و به نوعی شاید بتوان گفت که متعجبم کرد مسئلهی مدت زمان فیلم بود. دانکرک با ۱۰۵ دقیقه، کوتاهترین فیلم ساخته شدهی نولان در هالیوود است. از ذهن قصهپرداز و چیزی که پیش از این از او دیده بودم بعید بود. امّا با دیدن فیلم متوجه این تصمیمگیری درست توسط نولان شدم. اگر مدت زمان فیلم از این طولانیتر میبود، قطعاً از میزان هیجانی که به مخاطب وارد میکند، بسیاری از آنها (از جمله خود من) سکته میکردند! دانکرک از همان ابتدا باعث ترشح آدرنالین در مخاطب میشود تا دقایق پایانی به این کار خود ادامه میدهد. نولان استاد ساخت سکانسهایی است که بیننده را دچار تپش قلب میکند؛ اما پیش از این فیلمی از او ندیده بودیم که تقریباً در تکتک لحظات فیلم این کار را انجام دهد.
ویژگی دیگری از فیلم که بسیار قابل ستایش است، کم دیالوگ بودن آن است. داستان تقریباً در بیشتر صحنه بدون رد و بدل شدن هیچ کلمهای جلو میرود؛ شاید زیباتر باشد که بگوییم نولان داستان فیلمش را با زبان سینما جلو میبرد.
و شاید همهی اینها در مقابل ویژگی منحصر به فرد دیگری از این فیلم هیچ باشد. منظ
برچسب:
نویسنده: پویا صالحی
تلخ، تلخ، تلخی. با هیچ واژهی دیگری نباید نوشتن دربارهی این فیلم را شروع کرد. فقط همین که من نوشتم. واقعاً فیلم تلخی است و هیچ کلمهی دیگری حتی تراژدی نمیتواند عمق آن را توصیف کند. از همان فیلمهایی است که اگر اصغر فرهادی خودمان میساخت، متهم به سیاهنمایی میشد! ولی خب خوشبختانه یا متأسفانه فرهادی این فیلم را نساخته و کنت لونرگان زحمتش را کشیده. پس چنین برچسبی به او نمیزنیم.
اگر خود قصه را کنار بگذاریم، شیوهی روایت آن فوقالعاده است. ما شخصیت لی چندلر (کیسی افلک) را در زمان حال میبینیم و گذشتهی او در کنار روایت زمان حال او روایت میشود. فلشبکها فوقالعادهاند. از آن فوقالعادهتر سبک
وقایع دههی شصت و پنجاه شمسی برای منی که در آن زمان در این دنیا نبودهام و در عین حال به تاریخ معاصر ایران علاقهمندم، مسئلهی جذابی است که تا دههی حاضر در سینمای ما به آن پرداخته نمیشد. در موضوع صحت تاریخی وقایع هیچ بحثی ندارم. همه میدانیم که تاریخ را فاتحان مینویسند و همیشه موافقان و مخالفان زیادی وجود دارد. در سینما فیلمی را میپسندم که خوب باشد، هر چند روایتش به زعم بعضی تحریفشده باشد.
شاید یکی از دلایلی که تا الان به سراغ این مسائل تاریخی نرفته بودیم، نداشتن یک کارگردان خوب و کاربلد بود. اگر آمریکاییها برای به تصویر کشیدن تاریخشان کسی مثل اسپیلبرگ را دارند، ما هم شخص توانمندی به م
میخواستم یادداشتم را با عبارت «ما طرفداران دیسی کامیکس» آغاز کنم، اما کمی دربارهاش فکر کردم و دیدم بیمعنی است. البته که من شخصیتهای دیسی را بیشتر میپسندم، اما از طرف دیگر هم همیشه عاشق دنیای سینمایی مارول بودهام و تکتک فیلمهایش (کموبیش) مرا مجذوب خود کرده. با دیدن فیلمهای انتقامجویان ۱ و ۲ و دنبال کردن خبرهای ساخت قسمتهای سوم و چهارم به کارگردانی برادران روسو (که مطمئنم فیلمهای خارقالعادهای خواهند بود) غبطه خوردهام که چرا دنیای سینمایی دیسی در همان ابتدا بدجوری شکستخورده و یا چرا کسی مثل جاس ویدون را ندارد که بیاید و دنیایش را نجات دهد! این را از همینجا داشته باشید که آ
از زمانی که فیلم را دیدم، خودم را متعهد کردم به تبلیغ و نوشتن برایش. تا به امروز هر جا که توانستهام از خوبیهای این فیلم گفتم. فیلمی که با شایستگی تمام تا الان هفتمین فیلم پرفروش سال ۹۶ است. اما به نظرم برایش کم است. آن طور که باید و شاید برایش تبلیغ نشد و نمیشود و یکی از بهترین فیلمهای سال دارد از دست خیلی از مخاطبان میرود. این را از منی داشته باشید که معمولاً سرخود فیلمی به کسی معرفی نمیکنم و اگر هم بکنم، شاید سالی یک یا دو فیلم ایرانی باشد: برادرم خسرو را حتماً ببینید.
«برادرم خسرو» از آن فیلمنامههای پختهای دارد که کاملاً مشخص و روشن است که نویسنده بر شخصیتها و ویژگیهای آنها و
برچسب:
نویسنده: پویا صالحی
برچسب:
نویسنده: پویا صالحی
برچسب: دی کاپریو در نقش مولوی,
نویسنده: پویا صالحی
برچسب:
نویسنده: پویا صالحی